به علی گفت مادرش روزی …

در کتاب درسی سال‌های دور شعری از ایرج میرزا آمده بود که می‌گفت،
به علي گفت مادرش روزی               كه بترس و كنار حوض مرو
رفت و افتاد ناگهان در حوض             بچه جان حرف مادر‌ت بشنو
این ابیات برای فروغ فرخزاد الهام سرودن شعر دیگری شد به نام “به علی گفت مادرش روزی …”.

کاری از: شیما و کسری
میکس: سحر م
موسیقی: حسین علیزاده (آلبوم ترکمن،  راز نو) – فریبرز لاچینی (آلبوم پاییز طلایی)

8 دوست داشتمش

10 Responses

  1. man says:

    اجراها واقعا عالی بود. ممنون از زحمتی که کشیدین.
    البته با انتخاب موسیقی ها موافق نبودم.

  2. man says:

    یادم رفت اضافه کنم بسیار خووب تموم شد.

  3. علی ت says:

    مرسی از شیما و کسری برای اجرای خیلی خوبشون. لذت بردم!

  4. م. امید says:

    خیلی خوب بود. عالی

  5. سپیده says:

    خسته نباشین،خیلی خوب بود!
    من که از بچگی عاشق این شعر بودم. موسیقی هم متناسب بود مخصوصا اون قسمتی که علی از خواب بیدار شده و ماهی خوابش رو میخواد، نقره ی نابش رو می خواد! تار علیزاده یه تشویش به جا ای به دل آدم می ندازه :)

  6. شنونده says:

    بسیار خوب اجرا و میکس شده بود :)

  7. hamid says:

    dastetun dard nakone

  8. ساینا says:

    خیلی لذت بردم. بسیار ممنون.

  9. alisina says:

    با درود و آرزوی بهروزی
    سپاس از همت و تلاشتون اما دکلمه به هیچ وجه حق مطلب رو ادا نکرد و باید گوینده از کلیه ی معانی شعر و حس شاعر برای سرودن اون آگاه باشه
    مونو تون یودن دکلمه از ایرادات اساسی بر کار هست نداشتن حس نکته دیگر
    اگر سوال یا نحوه اجرای بهتر آن مد نظرتون بود خوشحال میشم اگه کمکی کنم
    هنرجویان بنده این شعر را با 3 جلسه تمرین متوالی اجرا میکنند
    شاد باشید

  10. melina says:

    مرسی مامان بزرگ من کلییییییییییی حال کرد .این شعر مال کتابای دوران بچگیشون بود