چهارم می 2014 – زندگی متعادل و سلامتی

برنامه زنده چهارم می 2014 – زندگی متعادل و سلامتی

از استودیو سی جی اس آر ادمونتون

اجرا : نرگس و امیر حسین

مهمان برنامه : پیمان

برنامه ای بسیار زیبا با همراهی پیمان عزیز که کلی اطلاعات جالب و شنیدنی درباره کاردرمانی به ما دادن . ما در صدد هستیم که یک قسمت دیگه هم در ادامه صحبتهای پیمان و برای به پایان رسوندن این بحث داشته باشیم که اگه سوالی در این زمینه دارین میتونین از طریق همین صفحه برای ما ارسال کنید تا از پیمان بپرسیم .

موسیقی پخش شده :

محسن چاوشی – چمدان

سوگند – بلیط یکطرفه

استاد شجریان – معمای هستی

رضا یزدانی – بلاتکلیف

محسن چاوشی – غیر معمولی

 

سوال مطرح شده در انتهای برنامه :

شهاب :  با تشکر از بحث خوب شما. طبق گفته پیمان عزیز با یه مشکل خاص، میشه به روانپزشکها، روانشناسها یا کاردرمانگرها مراجعه کرد. طبق چه معیاری میشه فهمید کدوم یکی از این روشها مناسبترین برای یه مشکل هست؟

جواب –  شهاب جان تخصص کاردرمانگرها در توانمندسازی فرد برای شرکت در کارهای زندگی روزمره است. حالا ممکنه بگید که این فعالیتها چه چیزهایی رو شامل میشه! چون ما در فعالیتها غرق شدیم برامون دیدن این فعالیتها بشکل واضح قدری سخته! ماهیان ندیده غیر از آب، پرس پرسان ز هم که آب کجاست! به عبارتی شما وقتی ارزش و اهمیت “کار” رو درک میکنید که امکان شرکت در اون رو از دست داده باشید.

بطور عمومی، اگر در انجام هر “کار”ی احساس سختی و ناتوانی بکنید میتونید به کاردرمانگر مراجعه کنید. مثال: فردی که در روابط اجتماعی مشکل داره و نمیتونه برای خودش دوستی پیدا کنه، فردی که در محیط کار مشکل داره و مرتبا با کارفرما درگیر میشه یا از کار اخراج میشه، فردی که درد مفاصل اجازه نمیده که بچه خودش رو در آغوش بگیره، فردی که ناتوانی بعد از سکته مغزی اجازه نمیده به شغل سابقش برگرده، فردی که شکستگی پا اجازه نمیده در فعالیت مورد علاقه اش که دوچرخه سواری هست شرکت کنه ( مثلا  ) و به همین دلیل اوقات فراغت بسیاری داره که نمیدونه باید چکار کنه و به همین خاطر دچار بی برنامگی و بی حوصلگی شده. 
همونطوری که میبینید من سعی دارم از روند مرسوم فعلی که بدنبال بیماری خاصی هستیم و اول باید به پزشک مراجعه کرد و بعد به درمانهای توانبخشی ارجاع داد فاصله بگیرم. این دیدگاه هم یکی از دیدگاههای خاص کاردرمانگرهای کانادایی هست. توجه اصلی ما به تشخیص پزشکی یک فرد نیست (هرچند اون رو هم در زمانی که برنامه درمانی رو ارائه میدیم در نظر میگیریم ولی کانون تمرکزمون اون نیست) بلکه تمرکز ما در نقشها و فعالیتها یا به عبارت بهتر بر روی “کار” هایی هست که فرد به دلیل اون اختلال یا مشکل یا ناتوانی امکان شرکت در انها رو نداره. انشاالله اینها رو در قسمت بعدی اگر بچه ها باز هم فرصتی در اختیار من بگذارند براتون بیشتر توضیح میدهم.
شهاب : ممنون پیمان جان. موضوع جالبیه. آیا میشه از توضیحاتت اینطور برداشت کرد که کاردرمانی یه جورایی مکمل کار روانشناسها و روانپزشکهاست، یعنی مثلا ممکنه یه روانشناس، مراجعش رو به یه کاردرمان ارجاع بده یا برعکس؟ مشتاقانه منتظر برنامه بعدی هستم.
جواب –

در زمینه بهداشت و درمان تقریبا میشه گفت همه متخصصین مکمل کار همدیگر هستند و البته همه میتونند مراجعین رو در صورت نیاز به همدیگر ارجاع بدهند. علاوه بر روانپزشکان ، متخصصین نورولوژی، ارتوپدی، داخلی، قلب و… ممکنه تشخیص بدهند که مشکل فرد با خدمات کاردرمانی بهتر جواب میده و بالعکس! ممکنه فردی به ما مراجعه کنه و تشخیص بدیم که نیاز هست ابتدا با یک جراح ارتوپد در جهت برطرف کردن یک ضایعه استخوانی یا یک اختلال مفصلی مشاوره کنه. اینکه این سیستم چقدر خوب و موثر کار میکنه بحثی رو شامل میشه که در اون انواع توانمند سازی ها رو بررسی میکنیم و عللی رو که باعث میشه فردی توانبخشی کامل رو نتونه دریافت کنه بهش پرداخته میشه. عموما در کشورهای توسعه یافته این ارتباط حرفه ای بین متخصصین کاملتر از کشورهای در حال توسعه است.

 live

5 دوست داشتمش