بیست و پنجم اکتبر 2015، تجربه

برنامه زنده 25 اکتبر 2015

موضوع برنامه: تجربه

اجرا: احسان و پگاه

میهمان برنامه: خانم دکتر کشاورز و آقای دکتر جمالی

موسیقی پخش شده:

دل زارم: محسن نامجو و گروه کیوسک

مست: پرناز پرتوی

به رسم یادگار: محسن چاوشی

پخش شده از استودیو سی جی اس ار دانشگاه البرتا، ادمونتون، کانادا

1 Response

  1. Ben Sabet says:

    The treasure is within us….we do not have to go too far….we ought be mindful or insightful of universe within us….unlock the door inside out and then all of a sudden happiness blossoms out, life becomes beautiful, you connect with everyone and everything with peace and harmony….

    گفته ها و نصايح اين دو بزرگوار بسيار ارزنده و آموزنده مى باشند. بواسطه چنين بينشى از زندگى و تجربه هاى كمابيش مشابه و بدليل دوستدار مردم از فرهنگهاى متنوع بودن از چهارديوار دنياى آكادميك پا فراگذاشته تا حس همرنگى، همكارى و همدردى را درك، تجويز، و ترويج نمايم.

    حدود ٢٠ سال قبل، ٦ درس زبان فارسى را طراحى و براى ارائه در دانشگاه آلبرتا به ثبت رسانديم و بعنوان اولين دوره هاى زبان فارسى در كانادا پيشقدم بوده آنهم بدون هيچ حمايت مالى و فكرى از جانب هموطنان. ٢ سال پيش بعلت فقدان و مشكلات و كمبودهاى مالى تدريس دروس فارسى در دانشگاه آلبرتا متوقف شدند ولى حتى يك حمايت فكرى هم براى ادامه و بقاى چنين كار با ارزشى از هيچ هموطن آكادميك و غير آكادميك دريافت نشد.

    حدود ١٢ سال قبل، با برقرارى ارتباطى قوى بين دانشجويان هنرمند، توانمند و علاقمند ايرانى با شهردارى ادمونتون و سپس جمع آورى كمكهاى مالى، اولين Persian cultural Night را در آلبرتا و در شهر ادمونتون طراحى و برگزار نموده. مهمترين هدف ايجاد ارتباط با غير ايرانيان و آشنايى با يكدبگر و ايجاد و اجراى برنامه هاى بين فرهنگى بود. ديرپايى نكشيد كه بعد از چند سال و چند دوره تبديل به ارائه منحصرا غذا، ساز، و رقص ايرانى شد و بس با تعداد محدودى از مهمانان غير ايرانى.

    آگاهانه و يا غير آگاهانه بدليل شيفتگى در زبان، مليت، فرهنگ باصطلاح با قدمت كه از يك پرس كباب كوبيده فرا نمى رود در لواى و نواى خود پيوسته سرمستيم.

    حدود ٩ سال پيش، با تلاشى سخت و همت اعضاى خانواده براى حفظ خانواده مشغول به ارائه نماد هاى زيباى ايرانى و غذاهاى ايرانى شديم و با كمترين حمايت از هموطنان و كسب شهرتى جهانى براى ارائه غذاهاى ايرانى در اين شهر كوچك و سرد ادمونتون محفلى گرم بنا نموديم. ولى همواره با شيفتگان كباب كوبيده درگيريم. كمتر از فقط ١٠ درصد ارزيابى منفى در كل سايت هاى معروف داريم و جالب اينكه بيشتر از ٩٠ درصد از اين موارد قليل منفى ارزيابان، ايرانى هستند. و باز در ادامه اينكه از ٩٠ در صد ارزشيابى هاى مثبت معدودى ايرانى مى باشند. و از همه جالبتر اينكه تعداد كثيرى از ايرانيان اعم از دوستان قديم و جديد، آشنايان، و غيره حتى يكبار هم ما را مورد لطف خودشان قرار نداده اند. آخر قصه خوشه كه همه دوستدار معرفى زبان و فرهنگ و غذا و مهمانوازى ايرانى به فرنگيان هم هستند و چقدر كم بين كه سالى يكبار هم پا به اين محفل خوش شهرت و سيرت نمى گذارند.

    حرف هاى نادرست ناپاك، ناسزا و بدگويى، و بهتان هاى دروغ آلوده به بخل و شالوده به حسادت تيشه بر ريشه همه كارهاى سانده ما زده و تاكنون سكوت كرده؟ سئوااتى پيش مى آيند، چرا مثل آدمهاى آويزان حيران و سردرگم هستيم.

    Why Iranian have such a hard time embracing and supporting one another.?
    Why Iranian have such a hard time integrating and assimilating?
    Why Iranian have such a hard time helping one another with not much expectations?
    Why Iranian have such a hard time to communicate with good thoughts, good words, and good deeds?
    Why Iranian have such a hard time to be kind, forgiving and sharing?
    Why Iranian have such a hard time to recognize and reward the good works of each other?
    Why Iranian have such a hard time understanding and agreeing to disagree without shame, hates, and revenge?
    Why Iranian have such a hard time humbly listen, respect for all culture without making any jokes about them?
    Why Iranian have such a hard time to accept that we are not the most ancient civilization and there are older, more and better civilization we ought to learn about and from?
    Why Iranian have such a hard time to slow down for eating, working, accumulating wealth and stuff, in the lines for just about everything, finishing and accomplishing a task or a project or a degree, talking with each other and others, driving, walking, and parking, and the list goes on when it comes to خالى بندى و تعارف.

    I was born in November and here is how my characteristic is defined by Catherine Potter :

    Sagittarius a mutable (change, expansion) fire sign is connected to the search for meaningful expansion. Where does the road take us as we journey and what experiences light our inner flame which then potentially spreads to others?

    What inspires us to be more? What, even in darkness, has us embracing the principles of faith and hope. Sagittarius is the traveller exploring the meaning of natural laws, philosophies and cultures.

    Not meant to be bound, the archers arrow is far reaching, asking us to explore what is unknown and unfamiliar. However, being unbounded does not mean unhealthy boundaries for that can create the missionary or zealot who believes that what inspires them is true for everyone. Sagittarius is meant to be true to natural not man-made laws.

    No matter our color, culture or creed we all have a desire to have experiences that lift us beyond the ordinary to the extraordinary. These experiences fan the inner fire that has us reaching for more.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.