هفتم ژوئن 2015، فخرفروشی و پز دادن

برنامه زنده 7 ژوئن 2015

موضوع برنامه: فخرفروشی و پز دادن

اجرا: امیرحسین و نرگس

میهمان برنامه: حکیمه و سالار

و با همراهی دوستان خوبمون شهرزاد و رضا

یک برنامه خیلی خوب و شنیدنی که با همراهی تعداد زیادی از شنونده ها و نظراتشون صحبتهای زیادی در زمینه فخرفروشی و پز دادن و همینطور معرفی توانایی های شخصی در قالب صحیح صحبت شد.

موسیقی پخش شده:

فرهاد بهراد – برف

مهدی یراحی – آشوب

سعید مدرس – روح بهار

سیاوش قمیشی- پوچ

همایون شجریان – بجان تو

پخش شده از استودیو سی جی اس ار دانشگاه البرتا، ادمونتون، کانادا

poz dadan

7 دوست داشتمش

4 دیدگاه‌

  1. سپهر گفت:

    چرا حداقل تحقیق نمی کنین قبل از اینکه بیاین خبرو تو برنامه بدین؟ یا چرا چیزی که مطمئن نیستین و با اطمینان میگید؟
    ورزشگاه شصت هزار نفری پر نشده بود. بلکه تنها 53000 نفر اومده بودند و همین 53000 نفر هم رکورد بیشترین تعداد تماشاگران یک اتفاق ورزشی در کانادا رو شکست.
    ضمنا اونجوری که امیرحسین میگه ساکر (با اون طرز تلفظ) sucker شنیده میشه که فحش هست. اصلا چرا باید انگلیسی حرف بزنید تو برنامه ای که همه ی شنوندگانش فارسی زبان هستند و وقتی میگید فوتبال هم کسی به فوتبال آمریکایی فکر نمی کنه!

  2. Sorush گفت:

    لوگوی شریفُ گذاشتین تو پوسترتون منظورتون چیه؟

  3. امیرحسین گفت:

    ممنون از نظرات دوستان . سپهر عزیز حق با شما بود و من در برنامه بعدی از شنونده ها بابت اطلاعات و تلفظ اشتباه عذرخواهی کردم . البته همیشه از حضور دوستانی با اطلاعات خوب و علاقه مند در برنامه های زنده مون استقبال میکنیم و اگه دوست داشتین حتما با ما تماس بگیرید
    سروش عزیز لوگوی شریف رو برای این توی پوستر گذاشتم که این سوال رو مطرح کنم که آیا میشه با تحصیلات و اسم دانشگاه هم فخر فروشی کرد و یا نه ؟ خیلی دوست داشتم نظر شما رو هم در این باره بدونم .

  4. Sorush گفت:

    به نظرم هر وقت روی یک صحبت یا اظهارنظر برچسب فخرفروشی زده میشه این قضیه از دو سمت باید بررسی بشه. یکی سمتی که داره حرف رو بیان میکنه یکی سمتی که داره میشنوه. و به نظر بنده به غیر از درصد کمی از حرف ها که حالت پز دارن بیشتر این مواقع شنونده بدلیل اعتماد به نفس پایین یا خودکم بینی یک سری مسائل رو به خودش میگیره و فکر میکنه طرف داره پز میده.
    مثلا وقتی یکی دانشگاه شریف درس خونده وسط خاطره هاش داره می گه شریف اینجوری بود اونجوری بود خوب این که پز نیست. بیاد راجع به دانشگاه های دیگه که خاطره نداره حرف بزنه؟ یا تجربه شخصی من در قضیه تهرانی شهرستانی اینه که بعضی از دوستان یک پیش زمینه شدید دارن در این مورد که مثلا خود بنده خیلی فرصت نداشتم و سعا دت نداشتم شهرهای ایران رو بگردم و طبعا هر وقت خاطره می گم راجع به شهری است که درِش بزرگ شدم، تهران. بعد یک هو وسط حرف طرف میگه بچه تهرون بازی درنیار!! یا مثلا میگم فلان جا که رفته بودیم … یکی دیگه میگه آره شما بچه تهرون ما بچه شهرستان! بابا خوب من اگه آبادان هم بزرگ شده بودم همینا رو می گفتم اسم مکان ها عوض میشد. مگه شهر محل تولد یا خاطره های کودکی پز داره؟
    اینی هم که پرسیدم چرا لگوی شریف رو گذاشتین کنار بی ام و، به نظرم با همون پیش فرض هست که شریف پُزه!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.