داستان اناربانو و پسرهایش (قسمت اول)

اناربانو و پسرهایش

نویسنده : گلی ترقی

اجرا : نارسیس

ویرایش و تدوین : فرهاد

موسیقی : آلبوم “بی غبار عادت” از اردشیر کامکار

گلى ترقى، نویسنده، مترجم، فیلم‌نامه‌نویس و شاعر معاصر در هفدهم مهرماه ۱۳۱۸ در تهران به دنیا آمد. پدرش – لطف الله ترقى- مدیر مجله «ترقى» و وکیل دعاوی و از اهالى قلم و اندیشه بود. مجله ترقی تا اوایل دهه چهل منتشر می شد.
درسال ۱۳۵۸ برای اقامتی کوتاه به فرانسه رفت و با آغاز جنگ عراق و ایران همراه با فرزندانش در آنجا مقیم شد.اما علاقه‌اش به ایران چندان است که نمی تواند یک سال تمام دور از ایران زندگی کند، این است که هر سال در فصل تابستان به ایران باز میگردد و به دیدار شهر و دیارش می شتابد.
او از نوجوانی عاشق نویسندگی بود و می خواست داستان نویس شود. اولین قصه‌اش، میعاد، در مجله ادبی دانشگاهی منتشر شد که او در آن تحصیل می کرد. همین قصه در سال ۱۳۴۴ در مجله اندیشه و هنر، در تهران چاپ شد. اولین مجموعه داستان های او، من هم چه گوارا هستم در سال ۱۳۴۸ انتشار یافت. خانم ترقی علاوه بر داستان نویسی، فیلمنامه فیلم بیتا ساخته هژیر داریوش را هم نوشته است. از داستان درخت گلابی او هم، کارگردان مشهور دیگر، داریوش مهرجویی فیلمی ساخته است.
در قصه ی اناربانو و پسرهایش ، ترقی سعی می کند نگاهی ساده ، اما نمادین به موضوع مهاجرت ایرانیان و احساسات آن ها داشته باشد . زنی پیر ، با زنی جوان در سفری به پاریس با یکدیگر همراه می شوند و می گویند و می شنوند . شاید با نگاهی به گذشته و حال ایران ، و دست آخر گذشته گم می شود ، اما در ذهن زن جوان می ماند .

گذشته از یکی دو مورد تضاد نوشتاری ؛ مثلا آنجایی که می گوید : ” انار بانو چناری، ساكت و صامت ، مثل سایه به دنبال من است . یك‌ریز حرف می‌زند ” ؛ داستان انار بانو و پسرهایش با قالبی خاص ، به دل می نشیند و آدم را تا انتها به دنبال خود می کشاند .

 anar banoo3

 

3 Responses

  1. سمیه رود says:

    هم داستان خیلی قشنگ بود. هم خوانشش. خسته نباشید. کلی کیف کردم. دارم میرم قسمت دومش رو گوش بدم.

    البته بنظرم می شد آهنگ های مناسبتری براش گذاشت. کمی مدرن تر تا به طنز نهفته توی داستان بیشتر بخوره.

    بازم ممنون.

  2. نارسیس says:

    سلام سمیه جان
    خوشحالم که خوشتان آمده و مطمئنا همه خوشحال میشیم که هر گونه پیشنهاد و انتقاد راهنمایی شما رو بشنویم و به کار ببریم . این داستان ترکیبی از طنز و اندوه هست .

  3. ممنونم، عالیه امیدوارم این داستان رو ناقص نگذاشته باشید :)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.