جامعه شناسی خودمانی – بخش هفتم: حسادت و حسدورزی ما

کاش تنهایی را درک میکردیم: یگانه آمدن را، یگانگی صحنه را، یگانگی نقش را، یگانه رفتن را
کاش میفهمیدیم که تنها یک مسابقه از بین مسابقات این عالم جدی است
کاش میفهمیدیم که کمال هر ذره در خود اوست
آن وقت شاید دلمان دریایی تر میشد و احساس کمبودمان ناشی از پربودهای دیگران دیگر عذابمان نمیداد
آن وقت شاید به سهم خود هر انسانی را در نقش آفرینی زیبایش یاری میکردیم
آن وقت شاید پاسدار میبودیم بزرگانمان چون امیرکبیر و مصدق را،
تا به تیر حسد جماعتی بدخو عزلت نشین نشوند و از پای نیافتند
آن وقت شاید صفا برمیگشت به روحمان، خانه مان، محافلمان، شهرمان، ایرانمان

جامعه شناسی خودمانی – حسن نراقی
کاری از: محسن ح
ویرایش صوتی و میکس: محسن ح
قطعات موسیقی متن از آلبوم اولین نجوا اثر مهیار محمدعلیزاده

 

3 دیدگاه‌

  1. تیم هورتون گفت:

    خیلی عالی بود. خسته نباشید.

  2. حمید گفت:

    عنوان و شروع موسیقایی این بخش و اشعار مولانا …. سببی شدند تا جستجویی اینترنتی درباره ی نویسنده داشته باشم. یه جورایی شخصیتش برام مانوس بود که بعد از تحصیلات نیمه رها و سفرهای بسیار و بعد از سی سال کارمندی و داشتن مسئولیتها، سرانجام همه را رهای مطلق کرده و به کشاورزی و نویسندگی پناه آورده است.

    شنیده ام اولین قدم عرفان، «خود شناسی» است و هرچند بعضی ها ایشون رو متهم کرده اند که در همه ی کتابش، انگشت اتهام رو به خود مردم برمیگرداند و این مورد برای ارباب قدرت مطلوب است… ولی آیا مگر من و ما و شما و دیگران و حتی حاکمان، مردم نیستیم؟ اصلن مگر هر کس «خود» نیست؟ ایکاش خود ایرانی مان را بهتر بشناسیم و فراموش نکنیم که هرکسی یکبار زندگی می کند و این زندگی، «بخت و اقبال و شانس مطلق» نیست و هرکسی در تعیین سرنوشت خود سهمی دارد … آری آری … سرنوشت را می توان از سر، نوشت.

    موفق و پیروز باشید … درود و دو صد بدرود

  3. یاسمن گفت:

    افسوس … افسوس …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.